تبليغاتX
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
بازرگانی و بازرگانی الکترونیک
بازرگانی و بازرگانی الکترونیک
اشاره به مشکلات موجود بر سر راه تجارت سالم در کشور و ارئه راه حل

اينكوترمز2000

با سلام


يكي از مشكلات برخي از ما انسانها ندانستن قوانين مربوط به كاري كه قصد انجام آن را داريم بنابرايندر اين وبلاگ سعي كرده ام كه به برخي از قوانين مربوط به بازرگاني و بازرگاني الكترونيكي اشاره كنم در ادامه اين فعاليت تصميم گرفتم شما را با اينكوترمز ۲۰۰۰ و  ‌UCP 500  كه از جمله قوانين مربوط به تجارت بين الملي است آشنا كنم. درصدد هستم كه اين قوانين را در چند بخش در اختيار شما بگذام.همچنين از زحمات استاد گرانقدر آقاي حيدري كاهكش سپاسگذارم.


مقدمه

1-  هدف و قلمرو اينكوترمز

هدف از اينكوترمز ارائه مجموعه‌ اي از مقررات بين المللي براي تفسير متداولترين اصطلاحات مورد استفاده در تجارت خارجي است. و بدين ترتيب از چندگانگي تفسير اين اصطلاحات در كشورهاي مختلف پرهيز مي شود يا حداقل تا ميزان ملاحضه ‌اي كاهش مي‌يابد.

اغلب طرفين قرارداد از روشهاي تجاري مختلف كشور مقابل بي اطاع هستند. اين موضوع مي‌تواند موجب سوء تفاهم اختلاف و دعوي حقوقي و اتلاف وقت و پول ناشي از آنها شود. و به منظور رفع چنين مشكلاتي اتاق بازرگاني بين المللي اولين بار در سال 1936 مجموعه‌اي از مقررات بين المللي را براي تفسير اصطلاحات تجاري منتشر كرد كه به «اينكوترمز 1936» موسوم شد. بعداً در سالهاي 1953، 1967، 1976، 1980، 1990 و اكنون در سال 2000 به منظور انطباق با روشهاي معمول تجارت بين المللي جاري اصلاحات و اضافاتي در آن صورت گرفته است. تاكيد مي‌شود كه قلمرو اينكوترمز به موضوعاتي كه مربوط به حقوق و وظايف طرفين قرار داد فروش با توجه به تحويل كالاي فروخته شده (به مفهوم «ملموس» آن و نه «ناملموس» مانند نرم افزار رايانه) محدود مي‌گردد.

بنظر مي رسد كه در مورد اينكوترمز دوبار غلط خاص بسيار متدوال است. اول اينكه اغلب اينكوترمز را اصطلاحات مربوط به قرار داد حمل تلقي مي‌كنند تا قرار داد فروش. دوم اينكه گاهي به اشتباه تصور مي كنند انيكوترمز ناظر بر تمام وظايفي است كه طرفين ممكن است مايل باشند آن را در قرار داد فروش بگنجانند.

همانطور كه هميشه اتاق بازرگاني بين المللي تاكيد كرده است اينكوترمز صرفاً محدود مي شود به رابطه بين فروشنده و خريداران تحت قرار داد فروش و آنهم در برخي زمينه‌هاي كاملاً مشخص.

ضمن اينكه براي صادر كنندگان و وارد كنندگان حائز اهميت زياد است كه ارتباط علمي بين قرار دادهاي مختلف مربوط به فروش بين المللي (كالا) را كه در آن علاوه بر قرار داد فروش قرار داد حمل قرار داد بيمه و قرار داد تامين مالي نيز مورد نياز مي باشد مدنظر داشته باشند اينكوترمز فقط مربوط مي‌شود به يكي از اين قراردادها يعني قرار داد فروش

معهذا توافق طرفين در مورد استفاده از يك اصطلاح اينكوترمز خاص الزماً بر ساير قراردادها نيز تاثير مي گذارد مثلاً اگر فروشنده اي با قرار داد مبتني بر شرايط ٍCFR  يا CIF موافقت كند نمي تواند قرار داد را بجز از طريق حمل دريايي از طريق شيوه حمل ديگري اجرا نمايد. زيرا كه طبق شرايط مذكور بايد بارنامه يا هر سند دريايي ديگري را به خريدار ارائه نمايد كه در صورت استفاده از روش حمل ديگري تسليم چنين مدركي امكانپذير نيست.

بعلاوه سند حمل قيد شده در اعتبار اسنادي الزماً مربوط به وسيله حمل مورد نظر مي‌باشد ثانياً اينكوترمز با برخي از وظايف و تكاليف معين سروكار دارد مانند وظيفه فروشنده در مورد قرار دادن كالا در اختيار خريدار يا تسليم و تحويل آن جهت حمل يا تحويل در مقصد و همچنين وظايف مربوط به تقسيم خطر (ريسك) بين طرفين در موارد مذكور بعلاوه وظايف ديگري كه اينكوترمز به آنها مربوط مي‌شود عبارتند از ترخيص كالا براي صدور و ورود بسته بندي كالا وظايف خريدار در مورد تحويل گرفتن كالا همچنين تكليف اثبات اينكه وظايف مربوط كاملاً انجام شده است مي باشد اگر چه اينكوترمز براي اجراي قرار داد فروش فوق العاده مهم مي باشد ولي بسياري از مشكلاتي كه ممكن است در قرارداد بوجود آيد مانند انتقال مالكيت (كالا) و ساير حقوق مالكيت ناشي از آن و نقص قرار داد و عواقب برائت از مسئوليت در موارد خاص ارتباطي با اينكوترمز ندارد.

بايد مذكور شد كه هدف اين نيست كه اينكوترمز جايگزين آن دسته از شرايط قرار داد اعلم از شرايط استاندارد و يا شرايط ناشي از مذكرات كه در يك قرارد اد كامل فروش مورد نياز است بشود بطور كلي اينكوترمز با عواقب ناشي از نقض قرار داد و هر گونه سلب مسئووليت ناشي از موانع مختلف ربطي ندارد. اينگونه مسائل بايد با شرايطي كه در قرار داد فروش مقرر مي شود و قوانين حاكم حل و فصل گردد.

هميشه ابتدا اينكوترمز در موارد فروش كالا جهت تحويل در محدوده فراملي و در نتيجه شرايط تجارت بين المللي كاربرد داشته است معهذا عملاً در مواردي كه اينكوترمز حتي در قراردادهاي فروش صرفاً داخلي نيز گنجانده مي شود در اين صورت بندهاي الف 2 و ب 2 و همينطور شرايط ديگر ذكر شده در ساير مواد كه در ارتباط با صادرات و واردات مي‌باشد كاربرد فراوان دارد.

 

2- علت باز نگري اينكوترمز

علت اصلي بازنگري مكرر اينكوترمز نياز به تطبيق آن با روش معمول تجاري روز مي باشد. بدين لحاظ در سال 1980 شرط Carrier   free  (اكنون FCA  ) به منظور انطباق با موارد متعددي كه نقطه تحويل كالا در تجارت از طريق حمل دريايي ديگر نقطه موسوم به FOB (يعني عبور از نرده لبه كشتي) نمي‌باشد، بلكه نقطه تحويل در خشكي است و قبل از بارگيري روي عرشه كشتي يا در محلي كه كالا در كانتينر به منظور حمل از طريق دريا يا حمل مركب بارچيني مي شود. در بازنگري اينكوترمز در سال 1990 شرايط مربوط به وظايف فروشنده در تهيه مدارك تحويل (كالا) اجازه داده شد. در مواردي كه طرفين با ارتباط اكترنيكي موافقت كرده اند، پيام‌هاي اكترونيكي (EDI) جايگزين اسناد كاغذي مي‌شود. لازم به گفتن نيست كه مرتباً تلاش مي‌شود تا تهيه و ارائه اينكوترمز به نحوي بهبود يابد تا موجب تسهيل در كاربرد عملي آن گردد.

 

 3- اينكوترمز 2000

در جريان بازنگري اينكوترمز كه حدود دو سال بطول انجاميد اتاق بازرگاني بين المللي با استعلام و دعوت از طريق كميته ‌هاي ملي نظرات و بازتابهاي مربوط به پيشنويسها را كه توسط طيف بسيار وسيعي از تجار در سراسر دنيا ارائه شده بود جمع آوري كرد. در حقيقت جاي سپاسگزاري است كه مشاهده مي‌شود بازنگري جديد نسبت به بازنگريهاي قبلي مورد توجه بيشتري از طرف استفاده كنندگان آن در سراسر دنيا قرار گرفته است. نتيجه اين گفتمان اينكوترمز 2000 مي‌باشد كه در مقايسه با اينكوترمز 1990 تغييراتي يافته است. البته واضح است كه اكنون اينكوترمز از مقبوليت جهاني برخوردار است و بنابر اين اتاق بازرگاني بين المللي تصميم گرفته است كه اين شهرت جهاني را حفظ و به همين لحاظ از انجام تغييرات پرهيز كند. از طرف ديگر اقدامات جدي در جهت اطمينان از اينكه عبارات بكار برده شده در اينكوترمز 2000 بوضوح و دقيقاً منعكس كننده فعاليت تجاري باشد صورت پذيرفته است. مضافاً اينكه تغييرات اساسي در دو زمينه انجام گرفته است.

-          وظايف ترخيص از گمرك و پرداخت حقوق گمركي در شرايط FAS و DEQ

-          وظايف بارگيري و تخليه در شراط FCA

تمام تغييرات اعم از اساسي يا رسمي به تحقيقات كامل از استفاده كنندگان از اينكوترمز انجام شده است و بخصوص در خواستها و پرسشهاي دريافتي از سال 1990 توسط گروه كارشناسي اينكوترمز كه براي ارئه خدمات بيشتر به استفاده كنندگان اينكوترمز تشكيل شده مدنظر قرار گرفته است.

 

4- منظور نمودن اينكوترمز در قرار داد فروش

با توجه به تغييراتي كه هر از گاه در اينكوترمز داده مي شود اين نكته اهميت دارد كه طرفين قراردادي كه مايلند اينكوترمز را در قرار داد فروش خود منظور نمايند بايد هميشه صراحتاً به نسخه شماره جاري اينكوترمز اشاره نمايند. اين موضوع ممكن است بسادگي ناديده گرفته شود مثلاً در موارد كه در نمونه‌ هاي استاندارد قرار داد يا فرمهاي سفارش كالا كه توسط بازرگانان استفاده مي شود به نسخه قبلي اينكوترمز اشاره شده باشد. اشاره نكردن به نسخه جاري ممكن است بعداً در مورد اينكه آيا قصد طرفين منظور نمودن طرفين منظور نمودن نسخه جاري يا نسخه قبلي در قرار داد شان بوده است موجب بروز اختلاف شود. بنابر اين بازرگاناني كه قصد دارند از اينكوترمز 2000 استفاده كنند بايد بوضوح مشخص نمايند كه « اينكوترمز 2000 » بر قرارداد آنها حاكم است.

 

5ـ ساختار اينكوترمز

در سال 1990 براي سهولت درك، مقررات به چهار گروه مختلف پايه تقسيم شدند گروه اول شرايطي كه فروشنده براساس آن كالا را در محوطه فعاليت خود به خريدار مي‌دهد "E". گروه دوم شرايطي كه فروشنده كالا را در محل تعيين شده توسط خريدار به حمل كننده تحويل مي‌دهد"E". گروه سوم شرايط و اصطلاحاتي كه فروشنده قرارداد حمل را بدون قبول ريسك مسئوليت فقدان يا خسارت وارد به كالا يا هزينه‌هاي اضافه هزينه‌هاي اضافه كه بعد از حمل و ارسال واقع مي‌شود منعقد مي‌كند "C" و نهايتاً گروه چهارم شرايطي كه براساس آن فروشنده كليه هزينه‌ها و مسئوليت آوردن كالا به مقصد را بعهده دارد "D".

جدول زير براساس طبقةبندي مذكور تهيه شده است.

 

اينكوترمز 2000

 

Departure گروه -E عزيمت خروج

EXW تحويل در محل كار (محل تعيين شده)

Main Carriage unpaid گروه F- كرايه حمل اصلي پرداخت نشده

FCA تحويل به حمل كننده (محل تعيين شده)

FAS تحويل در كنار كشتي (بندر مبدأ تعيين شده)

FOB تحويل روي عرشه (بندر حمل تعيين شده)

Main Carriage paid گروه C- كرايه حمل اصلي پرداخت شده

CFR ارزش هزينه و كرايه حمل (بندر مقصد تعيين شده)

CIF ارزش هزينه بيمه و كرايه حمل (بندر مقصد تعيين شده)

CPT كرايه حمل پرداخت شده تا (مقصد تعيين شده)

CIP كرايه حمل و بيمه پرداخت شده (مقصد تعيين شده)

Arrival گروه D- ورود

DAF تحويل در مرز (نام مرز تعيين شده)

DES تحويل از كشتي (بندر مقصد تعيين شده)

DEQ تحويل در بارانداز (بندر مقصد تعيين شده)

DDU تحويل عوارض پرداخت نشده (مقصد تعيين شده)

DDP تحويل عوارض پرداخت شده (مقصد تعيين شده)

 

ضمناً در مورد همه اصطلاحات و شرايط مانند اينكوترمز 1990 وظايف طرفين طبق مقررات مربوط تحت 10 عنوان طبقه‌بندي شده‌اند كه هر عنوان در قسمت فروشنده «بازتاب» موقعيت خريدار نسبت به همان موضوع مي‌باشد.

 

6- ترمينولوژي

هنگام تدوين اينكوترمز 2000 نهايت كوشش بعمل آمده است كه عبارت مختلفي كه در كليه مقررات سيزده گانه بكار برده مي‌شود يكنواخت باشد و بدين ترتيب از استفاده از عبارت مختلف كه داراي

مفهوم يكنواخت باشد و بدين ترتيب از استفاده از عبارات مختلف كه داراي مفهوم يكسان هستند اجتناب شده است و همچنين هرجا كه امكان داشته است از عباراتي كه در كنوانسيون سازمان ملل متحده در سال 1980 در مورد قراردادهاي فروش كالا (CISG) مطرح گرديده، استفاده شده است.

 

فروشنده (كالا)  Shipper

در مواردي ناچاراً از يك واژه براي بيان دو معني مختلف استفاده شده است و آنهم صرفاً به اين دليل است كه جايگزين مناسبي وجود نداشته. تجار با اين اشكال هم در متن قراردادهاي فروش و هم در قراردادهاي حمل آشنا هستند. مثلاً واژه « فرستنده» ممكن است فروشنده كالا را به حمل كننده تحويل مي‌دهد در حالي كه قرارداد حمل را خريدار منعقد مي‌كند.

 

تحويل  Delivery

دانستن اينكه در اينكوترمز اصطلاح «تحويل» به دو مفهوم مختلف بكار برده مي‌شود اهميت ويژه‌اي دارد. اول موقعي بكار مي‌رود كه فروشنده وظيفه تحويل خود را به ترتيبي كه در بندهاي الف 4 در كل اينكوترمز مشخص شده است. انجام داده باشد. دوم در چهار چوب وظايف خريدار مبني بر تحويل گرفتن كالا و يا قول و تاييد تحويل آن بكار مي‌رود. كه در بندهاي ب 4 در كل اينكوترمز معين شده است. استفاده از واژه « تحويل» در مفهوم دوم بدين معني است كه اولاً خريدار ماهيت اصلاحات گروه C را مي‌پذيرد يعني اينكه فروشنده وظايف خود را مورد حمل كالا انجام داده است و ثانياً اينكه خريدار موظف به دريافت كالا مي باشد. وظيقه دومي حائز اهميت است زيرا كه از پرداخت هزينه‌هاي غير ضروري به منظور انبار كردن كالا تا موقعي كه خريدار كالا را دريافت نمايد پرهيز مي شود. بنابر اين بعنوان مثال طبق قرار دادهاي CFR و CIF خريدار مجبور به تحويل گرفتن كالا از حمل كننده مي‌باشد در غير اين صورت مسئول پرداخت خسارت وارده به فروشنده خواهد بود كه قرار داد حمل را با حمل كننده منعقد كرده است و يا اينكه ممكن است خريدار موظف به پرداخت جريمه دير كرد و به منظور دريافت ترخيصيه از حمل كننده گردد. موقعتي كه گفته مي‌شود خريدار بايد تحويل را بپذيرد بدين معني نيست كه خريدار كالا را از جهت مطابقت آن با قرار داد فروش مي‌پذيرد بلكه صرفاُ منظور اين است كه خريدار مي پذيرد كه فروشنده در مورد تحويل كالا براي حمل به ترتيبي كه در بندهاي الف 3 (1) اصطلاحات C معين شده به وظيفه خود عمل نموده است.

بنابر اين اگر خريدار هنگام دريافت كالا در مقصد متوجه شودكه كالا مطابق شرايط مقرر فروش نمي باشد مي‌تواند از راهكارهايي كه قرار داد فروش و قانون حاكم است عليه فروشنده در اختيار او قرار داده است. استفاده كند كه اين موضوع همانطور كه قبلاً گفته شد كاملاً خارج از قلمرو اينكوترمز است.

در اينكوترمز 2000 هر جا كه مناسب بوده عبارت « در اختيار قرار دادن كالا» در يك محل خاص بكار برده شده است. اين عبارت به همان مفهوم عبارت « تحويل كالا» مي‌باشد كه در كنوانسيون 1980 سازمان ملل در مورد قراردادهاي بين المللي فروش كالا بكار برده شده است.

 

«معمول» - (متدوال) Usual

واژه « معمول» در چندين اصطلاح ديده مي شود مثلاً در EXW در مورد زمان تحويل الف 4 و در اصطلاحات C در مورد اسنادي كه فروشنده موظف به تهيه و تحويل آنها مي‌باشد و در مورد قرار دادهاي حمل كه فروشنده بايد آن را تهيه كند الف 3 و الف 8. البته ممكن است مشكل باشد بگوئيم معني واژه « معمول» و متدوال چيست ولي در بسياري از موارد امكان تعيين اينكه اشخاص در تجارت معمولاً چه مي‌كنند وجود دارد و اين موضوع مي تواند راهنماي خوبي باشد. در اين خصوص واژه « معمول يا متدوال» نسبت به واژه « منطقي » مفيدتر است زيرا كه استفاده از واژه منطقي مستلزم ارزيابي موضوعاتي نظير حسن نيت و معامله عادلانه است و نه مسائل عملي.

لازم باشد كه تصميم بگيريم چه چيز « منطقي » است ولي به دلايل مطرح شده در اينكوترمز واژه «معمول » عموماً به واژه « منطقي » ترجيح داده مي شود.

 

« هزينه‌ها» (عوارض) Charges

در مورد وظيفه ترخيص كالا جهت واردات و تعيين اينكه منظور از هزينه‌هائي كه بايد براي ورودي كالا پرداخت شود چيست اهميت دارد. در اينكوترمز 1990 از عبارت « هزينه رسمي قابل پرداخت جهت صدور و ورود كالا» در الف 6 DDP استفاده شد. در قسمت الف 6 DDP اينكوترمز 2000 واژه « رسمي » حذف شده است. چون تعيين اينكه چه هزينه‌هايي رسمي است و يا نيست ايجاد ابهام مي كرد البته هدف از اين حذف تغييرات عمده از نظر مفاهيم نبوده است. هزينه‌هايي (عوارض) كه بايد پرداخت شود صرفاً مربوط به هزينه‌هايي است كه الزماً ناشي از واردات باشد كه بايد طبق مقررات حاكم در مورد واردات پرداخت شوند. هرگونه هزينه اضافي كه توسط طرفهاي خصوصي در ارتباط با واردات اعمال مي شود مشمول عوارض (هزينه هاي رسمي) نمي شوند مانند هزينه ‌هاي انبارداري كه مربوط به وظيفه ترخيص كالا نمي باشد.

معهذا چانچه طرفي كه بايد كالا را ترخيص نمايد خود اينكار را انجام ندهد ممكن است متحمل پرداخت هزينه هايي به ترخيص كار و يا متصدي حمل و نقل گردد.

« بنادر »، « اماكن (محلها) »، « نقاط » و « محلهاي كار ».

Ports, Places, Points and Premises

 تاكنون از عبارات مختلفي در اينكوترمز در مورد مكاني كه كالا قرار است تحويل گردد استفاده شده است در اصطلاحات كه منحصراً براي حمل كالا از طريق دريا بكار برده مي‌شود مانند DEQ, DES, CIF, CFR, FOB, FAS از عبارات «بندر مقصد» استفاده مي‌گردد. در ساير موارد واژه (محل) بكار برده شده است در مواردي هم لازم تشخيص داده شده است كه به يك نقطه در داخل بندر يا محل اشاره شود چون ممكن است براي فروشنده نه تنها مهم باشد بداند كه بايد كالا را در چه منطقه خاصي مثلاً يك شهر تحويل دهد بلكه مكاني كه بايد كالا در اختيار خريدار قرار گيرد نيز اهميت دارد. اغلب قراردادهاي فروش مكرراً فاقد اطلاعاتي در اين زمينه مي‌باشد و بنابراين در اينكوترمز مقرر شده است كه اگر نقطه خاصي در داخل محل نامبرده مشخص نشده باشد و اگر چندين نقطه وجود داشته باشد فروشنده مي‌تواند نقطه‌اي را كه براي منظور خود مناسب تشخيص مي‌دهد انتخاب كند (بعنوان مثال به الف 4 FCA مراجعه شود) در صورتي كه نقطه تحويل «محل» فروشنده باشد عبارت «محل كار فروشنده» الف 4 (FCA) بكار برده شده است

 

«كشتي» و «شناور» Ship and Vessel

در اصطلاحات مربوط به حمل كالا از طريق دريا عبارت «كشتي» و شناور بعنوان مترادف بكار برده مي‌شوند لازم به گفتن نيست كه بايد از واژه «كشتي» در اصطلاحات تجاري مانند «در كنار كشتي (FAS)» و «تحويل از كشتي (DES)» استفاده شود همچنين با توجه به استفاده مرسوم از عبارت «عبور از نرده كشتي» در FOB بايد از واژه «كشتي» استفاده گردد.

 

«كنترل» و «بازرسي» Checking and inspection

در بندهاي الف 9 و ب9 اينكوترمز به ترتيب از عناوين «كنترل- بسته‌بندي و علامت‌گذاري» و «بازرسي كالا» استفاده شده است و اگر چه واژه‌هاي «كنترل» و« بازرسي » مترادفند مناسب تشخيص داده شده است كه از واژه اولي بعنوان وظيفه وفروشنده در مورد تحويل كالا طبق بند الف 4 استفاده گردد و واژه دومي درموارد خاص هنگامي كه «بازرسي قبل ازحمل»انجام مي گردد بكار برده شود چون معمولاً اين بازرسي فقط در صورتي لازم است كه خريدار يا مقامات مر بوط به كشور صادر كننده ويا وارد كننده بخواهند اطميتان حاصل كنند كه كالا قبل از حمل با شرايط قراردادي يا قانوني مطابقت دارد.

 

7- وظايف فروشنده در تحويل (كالا)

اينكو ترمز بر وظايف فروشنده در تحويل كالا تاكيد دارد درصورتي كه طرفين روابط تجاري مستمر داشته باشند تقسيم دقيق تكاليف و هزينه ها در رابطه با تحويل كالا توسط فروشنده مشكلي ايجاد نمي كند.زيرا كه بين خود روشي را برقرار كردهاند (رويه معامله) كه در معادلات بعدي خود نيز به همان ترتيب عمل مي كنند.ولي اگر رابطه تجاري مستمر نباشد يا اگر قرارداد از طريق واسطه – كه در فروش مال التجاره معمول است انجام گيرد كه بايد مقررات و الزامات قرارداد فروش اعمال گردد ودر صورتي كه اينكوترمز 2000به آن قرارداد منضم شود تقسيم تكاليف هزينه ها و مسئوليت هاي ناشي از آن بايد اعمال گردد.

البته اگر اينكوترمز مي توانست تاحد امكان به تفضيل وظايف طر فين در مورد تحويل كالا رامشخص كند مطلوب بود در مقايسه با اينكوترمز 1990تلاشهايي دراين خصوص درموارد معيني (مثلاً الف 4FCA) انجام گرفته است. معهذا پرهيز از رجوع به عرف تجاري درFASوالف 4FOS (طبق عرف بندر) ميسور نشده است،چون بخصوص در تجارت كالا روشي كه كالا براي حمل تحويل مي شود طبق قراردادهاي FASوFOB در بنادر مختلف متفاوت است.

 

 8- انتقال مسئوليت (ريسك) و هزينه ‌هاي مربوط به كالا

 هنگامي كه فروشنده وظايف خودرادر موردتحويل كالابه پايان مي رساند مسئوليت فقدان ياخسارت وارده كالا،همچنين تعهد پرداخت هزينه هاي مربوط به كالا از فروشنده به خريدار منتقل مي شود.از آنجا كه خريدار نبايد امكان تاخير در انتقال مسئوليت وهزينه ها رابيابد،كليه شرايط (اصطلاحات)تصرح دارند در صورتي كه خريدار كالا راطبق توافق تحويل نگيرد يا ازدادن دستوراتي (درمورد زمان حمل ويا محل تحويل)كه فروشنده براي انجام تحويل كالا نياز دارد قصور ورزد،انتقال خطرات وهزينه ها ميتواند قبل از تحويل كالا صورت گيرد.براي تحقيق چنين انتقال پيش از موعد ريسك و هزينه ها،الزامي است كه كالا مورد نظر خريدار مشخص شود يا چنان كه شرايط تصريح دارد،براي او كنار گذاشته شود (نخصيص دادن).اين الزام به ويژه تحت اصطلاح «تحويل درمحل كار)مهم است،زيرا كالا تحت ساير اصطلاحات،معمولاً وقتي به مرحله بارگيري يا ارسال (تحت اصطلاحات،C,F)يا تحويل در مقصد (تحت اصطلاحات D مي رسد مشخص مي شود كه مربوط به خريدار است.البته،در موارد استثنايي،كالا ممكن است توسط فروشنده به صورت فله وبدون تفكيك و تعيين مقدار كالاي هر خريدار ارسال شده باشد در اين صورت،انتقال مسئوليت و هزينه تا كالا به صورتي كه گفته شد تخصيص نشود صورت نمي گيرد (همچنين مقايسه كنيد با ماده 3/69

كنوانسيون 1980 سازمان ملل متحد در مورد بيع بين المللي كالا)

 

9- اصطلاحات

1-9- اصطلاح E اصطلاحي است كه بر اساس آن وظايف فروشنده حداقل باشد

فروشنده كاري ندارد بجز اينكه كالا رادر امكان مورد توافق در اختيار خريدار قرار دهد كه معمولاً در محل كار فروشنده است.از طرف ديگر بعنوان يك واقعيت عملي فروشنده اغلب به خريدار كمك مي كند كه كالا رادر وسيله حمل ارسالي او بارگيري كند اگر قرار بود كه بارگيري هم از وظايف فروشنده باشد EXW مي توانست اين موضوع (مساعدت فروشنده به خريدار در بارگيري) رابهتر منعكس كند ولي مطلوب تشخيص داده شد كه اصل قديمي حداقل وظيفه فروشنده درEXW حفظ شود تادرمواردي كه فروشنده علاقمند نيست هيچ گونه وظيفه اي رادر مورد بارگيري كالا بعهده بگيرد، بكار برده شود.اگر خريدار مي خواهد فروشنده وظايف بيشتري رابعهده بگيرد بايد بوضوح آن رادر قرارداد فروش منظور نمايد.

 

2-9- اصطلاحات گروه F

فروشنده راملزم مي كند كالا را طبق دستور خريدار براي حمل تحويل دهد.نقطه اي كه طرفين قصد دارند تحويل انجام شود دراصطلاح FCA مشكلي ايجاد كرده است چون موقعيت هاي بسيار متنوعي كه ميتواند بر قرارداد احاطه داشته باشد دراين اصطلاح وجود دارد.بنابراين كالا را در وسيله حملي كه براي بردن كالا توسط خريدار فرستاده شده است درمحل كار فروشنده بارگيري شود يا ممكن است لازم باشد درپايانه اي كه خريدار معين كرده است كالا از وسيله حملي كه فروشنده فرستاده است تخليه شود. در اينكوترمز 2000 به اين موارد توجه شده است و مقرر مي دارد اگر مكان فروشنده درقرارداد بعنوان مكان تحويل تعيين شود تحويل موقعي كامل مي شود كه كالا دروسيله حمل ارسالي توسط خريدار بارگيري شود و در ساير موارد تحويل موقعي كامل مي شود كه كالا دراختيار خريدار قرار داده مي شود بدون اينكه از وسيله حمل ارسالي توسط فروشنده تخليه شود. شيوه هاي مختلف حمل كه درالف 4 FCA  اينكوترمز 1990مطرح شده بود دراينكوترمز 2000 تكرار نشده است.

عليرغم مباحثات زياد نقطه تحويل درFOB   كه در CFR و CIF هم مشابه است دراينكوترمز 2000تغيير نيافته است.اگرچه مفهوم تحويل كالا «پس از عبور از نرده كشتي» در مورد FOB امروزه در بسياري موارد نامناسب بنظر مي‌رسد معهذا اين مفهوم توسط تجار درك مي‌شود و در مواردي بكار برده مي‌شود كه كالا و تسهيلات و وسايل بارگيري مدنظر باشد. احساس شد كه تغيير نقطه تحويل كالا در FOB سردرگمي ايجاد كند بخصوص در مورد فروش كالاهايي كه از طريق دريا و طبق قرارداد اجاره‌كشتي (چارترپارتي) حمل مي‌شود.

متاسفانه واژه "FOB" توسط برخي از تجار صرفاً براي مشخص كردن نقطه تحويل كالا بكار برده مي‌شود مانند " FOB"  كارخانه،    " FOB" محل كار فروشنده يا ساير نقاط درون مرزي و بدين ترتيب فراموش مي‌شود كه معني اختصاري Free On Board چيست. اينگونه استفاده از " FOB" موجب سردرگمي مي‌شود و بايد بكار برده نشود.

تغيير مهمي در FAS در مورد وظيفه ترخيص كالا براي صادرات بعمل آمده است چون بنظر مي‌رسد كه انجام اين وظيفه توسط فروشنده (بجاي خريدار) روش معمولتري است به منظور اطمينان از اينكه اين تغيير بخوبي مورد توجه قرار گيرد موضوع با حروف بزرگ در ابتداي FAS نوشته شده است.


 ادامه دارد...

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 1384/04/12ساعت 21:44  توسط محمد کریمی |